احبار مربوط به دستگیری کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی در چند روز گذشته راپیگیری می کردم که داستان کوتاه زیر را بر اساس اتهامات عزیزانی که برای احقاق حقوقشان بر پا خواسته اند٬ قلمی(یا کیبوردی) کردم.
آقای کا و براندازی جمهوری اسلامی!
مکان: تهران٬ یکی از بازداشتگاه های جمهوری اسلامی!!
زمان: همین دیروز پریروز
در باز می شود و آقای کا ( آقای کا یکی از شخصیتهای داستان های فرانتس کافکا است که البته هیچ ربطی به این آقای کای ما ندارد چون این آقای کا ایرانی است و اون آقای کا خارجی٬ در ضمن اسم آقای کای قصه ی ما هیچ ربطی به اسامی چون کارگر٬ کارخانه٬ کار و یا حتی سندیکا ندارد.) در حالی که چشم بندی به چشم دارد توسط دو مأمور که دستهای او را از دو طرف گرفته اند وارد اطاق بازجوئی می شود...
تا اینجا را داشته باشین تا کمی برگردیم عقب!!
مکان: شهر تهران
زمان: یکی دو هفته قبل و شاید همیشه!!
آقای کا راننده اتوبوس است و در یکی از خطوط اتوبوس رانی مرکز شهر تهران سالهاست که به جابجائی مسافران محترم! تهرانی مشغول است. او ۴۵ سال دارد و یک زن و دو بچه!! نارسائی های تنفسی و ناراحتی های ریوی از جمله دریافتی های او از این شغلی محسوب می شود که البته جزء مشاغل سخت محسوب نمی شود٬ چون هرچی باشه محل کار او وسط شهر تهرانه!! چه سختی کاری٬ اگر شما فکر می کنید ۱۰-۱۲ ساعت کار وسط دود دم مرکز شهر تهران باعث می شه آقای کا از مزایای ویژه ای استفاده کنه سخت در اشتباهید٬ چون با هفته ای یه ماسک ۲۰۰ تومنی مسئله حله اونم که تو هر داروخانه ای پیدا میشه.
آقای کا بر خلاف ما فکر میکنه حق حقوق و مزایائی که میگیره به اندازه کاری که میکنه نیست. البته اینم بگم که بعضی از همکارای آقای کا هم مثل اون فکر می کنند.دلیل این طرز تفکر آقای کا و دوستانش را من که نفهمیدم شاید اونا زیادی متوقعند!! نمی دونم اما می دونم آقای کا حتی روزنامه هم نمی خونه چه برسه به کتاب و.... اصولاْ صبح ها اون ساعتی که آقای کا میره سر کار هنوز روزنامه ای نیومده تا بخونه٬ البتی گاهی ظهرها یه روزنامه همشهری می خره یا از یکی از مسافراش که اونو خوندند یه روزنامه می گیره٬ اونم برای اینکه آخر شب جدول روزنامه را حل کنه( آقای کا اساساْ عادت نداره شب ها جائی به شب نشینی بره چون معتقده هر رفتنی آمدنی هم داره و او نمی تونه به مخارج آمدن مهمان حتی فکر کنه) بنا بر این مطمئنم که اون این حرفهائی که این روزها درباره عدالت و حقوق کارگران می زنه از تو کتابها و روزنامه ها نخونده.
اینکه در آینده پرونده هسته ای ایران به چه سمتی خواهد رفت را نمی توان دقیقاً پیش بینی کرد ولی من فکر می کنم اگر واقعاً دغدغه حقوق بشر داریم باید از خدا بخواهیم که بهانه به دست حامیت ندهد که با استفاده از طرح تهدیدات خارجی در عرصه داخلی را پادگانی کند و وضعیت حقوق بشر در ابران از این که هست بدتر شود.