تبليغاتX
کلید
اینکه فوتبال تبدیل به افیونی در دست دولتها شده برای منحرف کردن افکار عمومی و ادامه حاکمیت با دغدغه کمتر٬ و اینکه در زیر لوای استبداد دینی موجود در کشور و درحالی که در کشورمان صاحبان اندیشه را به کنج محبس می برند٬ غیر اخلاقی است که همه فکر و ذکرمان فوتبال باشد و..... همه این حرفها درست اما زنده بودن و زندگی کردن به اندازه ای رنج آور است که اگر از افیونی چون فوتبال هم بخواهیم صرف نظر کنیم خماری این زندگی دمار از روزگارمان در می آورد. به نظر من چند چیز است که برای ادامه زندگی و تحمل آن لازم و ضروری است و نبود آنها ادامه زندگی را با مشکل جدی روبرو می کند: ۱- خوردن چائی در شبهای سرد زمستان ۲- آب تنی در دریای خزر در روزهای گرم تابستان( کندن گودال در ساحل دریا و قرار دادن بدن در زیر سنگینی لذت بخش ماسه های ساحل هم توصیه می شود) ۳- عشق به یک موجود زمینی از جنس مخالف ۴- فوتبال

من جهت نشان دادن تبحر و تخصص خود در مورد فوتبال پیش بینی از مسابقات جاری جام جهانی آلمان به شرح ذیل انجام می دهم:

۱- چهار تیم مرحله نیمه نهائی:۱- برزیل  ۲- انگلستان  ۳-  آرژانتین  ۳- کرواسی( و یا سوئیس یا آمریکا)

۲- نتایج ایران: ایران با ۴ امتیاز به مرحله دوم صعود می کند و در آن مرحله توسط هلند حذف می شود.

۳- شگفتی سازان: سه تیم سوئیس کرواسی و آمریکا که یکی از این سه به مرحله نیمه نهائی جام می رسد. و دو تیم دیگر تا ۸تیم برتر صعود می کنند.

۴- فینال: انگلستان - آرژانتین

۵- قهرمان: انگلستان

۶- تیمهای آسیائی: غیر از ایران همگی در همان مرحله گروهی حذف می شوند.

۷- ناکامان بزرگ: ایتالیا، اسپانیا، فرانسه، آلمان( هیچکدام به مرحله نیمه نهائی نمی رسند.

نکته: من دوست دارم فینال را ایران آرژانتین برگزار کنند و ایران با نتیجه ۲- ۱ آرژانتین را شکست دهد و قهرمان جهان شود. یا اگر ایران هم بالا نیامد حدااقل آرژانتین قهرمان جهان شود اما چه باید کرد فوتبال همینه دیگه...

+ نوشته شده در  شنبه 1385/03/20ساعت 4:9 قبل از ظهر  توسط احمدرضا حائری  | 

۱- تو این مملکت آزادی مخالفان به طور تمام کمال اعمال می شه این مدعا را میشه براحتی اثبات کرد از همه آدمهائی که در عمرم دیدم نود وپنج درصد شان مخالف جمهوری اسلامی بودند٬ تو کوچه و خیابون که راه می ری و یا سوار سوار تاکسی و اتوبوس٬ اگه بحثی راه بندازی درباره اوضاع مملکت میشه فهمید تقریباْ همه مخالف جمهوری اسلامی هستند٬ حکومت هم هیچ کاری به کار این خیل عظیم مخالف خود نداره و همه آزادند که مخالف جمهوری اسلامی باشند.

۲- جائی از جوئل شارون جمله ای خواندم که بسیار مناسب وضعیت کشور ماست٬ شارون میگه:« من ممکن است با حکومت خودم مخالف باشم اما اگر نتوانم برای اعتراض به سیاستهای آن کاری کنم٬ آزادی من معنائی ندارد.»  به واقع تو این مملکت اسلامی! همه آزادند مخالف حکومت باشند٬ اما اینکه در راه این مخالفت خود کاری هم بکنند حساب آنها نه با کرام الکاتبین بلکه با بازجوهای زبردست و نه چندان مهربان وزارت اطلاعات٬ حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران٬ حفاظت اطلاعات ناجا و... است که البته به یمن حضور دولت کریمه دکتر احمدی نژاد احتمالا همه این نیروها پس از جدائی ۸ ساله مجددا وصال یابند و یکی شوند.

۳- در بعضی تابلوهای جدید راهنمائی که نزدیکی های زندان اوین نصب شده بجای واژه زندان اوین از واژه ندامتگاه اوین استفاده شده که  نکات ظریفی در این تغییر هست.

۳-۱- اولاْ یک طعنه به رضا شاه علیه الر...اللعنه که تو زندان برای این ملت بیچاه ساختی و تو اون بوسیله عمالت مثل پزشک احمدی مخالفینت را می کشتی٬ ولی ما آن زندان را تبدیل به ندامتگاه کردیم و بجای کشتن مخالفین اونها را راهنمائی می کنیم و اونها خودشون از مخالفت پشیمون و نادم میشن.(اگه می گوئید پس اعدامهای دهه شصت و این اواخر قتل زهرا کاظمی چی بود معلوم میشه شما زیادی فضولید و از حد مخالفت عبور کرده و معاند شده اید و هیچگاه در ندامتگاه اوین نادم نخواهید شد پس شما را باید کشت. بله به همین راحتی)

۳-۲ مخالفی که در جهت مخالفتش کاری میکنه خودشو از نون خوردن میندازه و هیچ جا کار درست حسابی بهش نمی دند از درس دانشگاه هم میفته و بی سواد می مونه اگه همسر و بچه داشته باشه زندگی خانوادگیش از هم می پاشه و.... خوب این آدم را باید به دامن اجتماع برگردوند و برای این هدف هیچی بهتر از این نیست که از  شخص مخالف از اعلام مخالفتش نادم بشه و یه مخالف خالی بمونه آن وقت همه چی برمیگرده سر جای اولش.

۳-۳- کشتن مخالفین فعال اصولا پاک کردن صورت مسئله است که البته کار انسانهای عاقل نیست! مسولین محترم با راه اندازی ندامتگاه اوین بجای کشتن مخالفین فعال آنها را از  اعمال مخالفت خود نادم و پشیمان می سازند. و روح مخالف نادان و البته نادم بجای خروج از بدن در همان بدن باقی مانده و البته پالایش می شود.

این ۳-۳ را میشود تا ۳-۳۰۰ ادامه داد اما برای اونهائی که می فهمند همین مقدار کافی است و اونهائی که نمی فهمند را باید بجای ندامتگاه اوین در همان زیر زمینهای اداره .... ملاقات کرد و به آنها قضیه را حالی کرد.

+ نوشته شده در  جمعه 1385/03/05ساعت 2:37 قبل از ظهر  توسط احمدرضا حائری  | 

احمد جان.لطفا آن عبارت توضیحی بالای وبلاگت را(پیگیری اخبار زندانیان...)حذف کن. هم برای وبلاگ شخصی ات و هم برای زندانیان سیاسی. حسین

هرچند لحن جمله یه جوری که آدم را قلقلک می ده بی توجهی کنه و حال صاحب جمله را بگیره اما از حق نباید گذشت توصیه ایست درست. قصه این وبلاگ و اسم و موضوعش٬ قصه مفصلی است ولی مختصر بگم اصل قضیه یه سایت بود به آدرس www.kelid.ws  که برای قضیه گنجی درست شد( خدا حفظ کند جلال محمدلو ٬ علی سمیعی زاده ٬ حنیف مزروعی٬ حسین نورانی نژاد٬ پرستو سرمدی و دوست دیگری که زحمات زیادی آن موقع کشیدند) و نهایتا پس از چند ماه از آن قضیه با علی سمیعی زاده صحبت فعال کردن سایت کلید بود و حضرت ایشان بجای گرفتن ماهی برای من( راه اندازی سایت)  به من ماهیگیری آموخت و این شد که وبلاگ کلید با کمک ایشان راه اندازی شد و اول بنا بود موضوع وبلاگ همان موضوع سایت باشد ولی نشد و این اواخر شد تقریباْ یه وبلاگ شخصی( به تعبیر درست حسین نورانی).

اسم وبلاگ که بر گرفته از اسم سایت مذکور است نوعی سرقت است در روز روشن توسط حقیر نگارنده که اتفاقاْ این دزد زده ی عزیز کسی نیست جز همین حسین نورانی نژاد یادآورنده نکته بالا٬ و فکر می کنم لحن گزنده تذکرش هم به خاطر مال به سرقت برده اش باشد( خدا به راه راست هدایتش کند)

مخلص کلام اینکه توضیحات وبلاگ را حسب مطالب گفته شده و توصیه آمده حذف کردم  و جای آن خالیست تا بعد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/03/01ساعت 5:1 قبل از ظهر  توسط احمدرضا حائری  |