از فعال پنبه زن تا فعال سیاسی!
رجل سیاسی
چگونه تشرهای همسر باعث شد جعفر پنبه زن بعد از "یک عمر خایه لرزوندن!" و پنبه زنی تبدیل به پیشوای آزادی ملت ایران و کاوه آهنگر زمان شود؟! و یکی از رجال سیاسی عصر مشروطیت به حساب آید!؟٬ محمد علی جمالزاده را می توان با قاطعیت پدر داستان نویسی نوین ایران دانست، و در میان آثار او که یکی از دیگری شیرین تر و خواندنی ترند٬ داستان کوتاهی با عنوان رجل سیاسی از جایگاه مهمی برخوردار است. رجل سیاسی داستان پنبه زن قانع و سر بزیری در شهر تهران و در مقطع تاریخی پس از مشروطیت است که طی فرایندی! خواندنی تبدیل به یکی از رجال سیاسی عصر خود می شود٬ داستانی که جمالزاده از قول این پنبه زن سابق درباره روند رجل سیاسی شدن او نقل می کند برای کسانی که در عرصه های سیاسی اجتماعی این مملکت فعالیتی دارند بسیار آموزنده است! و خواندن این داستان کوتاه برای این قشر از جامعه از نان شب واجب تر است!.
به واقع نقد بنیادینی که جمالزاده با نگارش این داستان٬ از عرصه سیاست در ایران عصر قاجار داشته٬ هنوز هم تر و تازه و خواندنی است٬ زیرا عرصه سیاست ما در سال ۱۳۸۶ از بسیاری جهات چندان تفاوتی با سال ۱۲۷۶ ندارد!. خواندن رجل سیاسی جمالزاده را خصوصاً به دوستان فعال در عرصه سیاست ایران که رجال سیاسی همچون "آقا شیخ میرزا جعفر" یا همان "جعفر پنبه زن" در آن فراوان یافت می شود٬ توصیه می کنم.
پی نوشت۱: عمده آثار جمالزاده در خور ستایش و خواندنی هستند و در آینده به برخی دیگر از آنها اشاره می کنم.
پی نوشت۲: چون از خواندن داستان سالیانی می گذرد! اسم این پنبه زن عزیز را تردید دارم جعفر بود یا چیز دیگر؟! اما به احتمال زیاد همان جعفر درست باشد.